مامان چرا خوابیدی
مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرده
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر
اتاق خالیم بی توچه سرده
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر
تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند و چشمانم نمی دانی چه غمگینند . چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو ،نمی دانم چه خواهد شد ... پرازدلشوره ام بی تاب و دلگیرم کجا ماندی ؟ که من بی تو هزار بار در هر لحظه می میرم..................................................
|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت


