سلام اين روزها خيلي مشغله كاري دارم و سرم بي اندازه شلوغه با مسئوليتهاي سنگين وحساسي كه توي اداره به من محول شده دارم از پا در ميام . اما شيرينه مي دونم مثل هميشه از پسش بر ميام مطمئنم .
پانياي من داره هر روز بزرگتر و شيرين تر ميشه و من با وجود او به زندگي اميدوارتر ميشم با هر خندش دري برام باز ميشه و با هر بوسه آبدار و جانانه اش شوقي در وجودم موج مي زنه
و اينه كه به اين دنيا و متعلقاتش بيشتر وابسته ميشم و مي دونم اصلا خوب نيست اما بخاطر پانياي عزيزم دوست دارم باشم و ببينم و زندگي كنم .
دختر ناناز ماماني حالا همه اعضاي بدنش رو ميشناسه و هر كدام رو كه صدا ميزني نشون ميده . صداي شير رو خوب بلده و مدام دنبالت مي كنه تا بخورتت . وقتي هم كه خيلي دوستت داره با دستش مدل اسلحه كيو كيو ميكنه و تو ناچاري كه بميري .![]()
عاشق راه رفتن بر خلاف جهت همه است و ميخواد استقلالشو نشون بده و من هميشه بخاطر استقلال نداشته اش ذوق مي زنم .حالا ديگه كمتر موقع راه رفتن زمين مي خوره
و تعادلشو خوب حفظ ميكنه .
اينطوري بگم كه همه چيز رو مي فهمه و ميشناسه و هرچي بخواي مياره و انجام ميده . من و بابايي بد جوري ذوق كارهاشو مي كنيم . خيلي احساساتي و محبتي است . هميشه يا در حال بغل كردنه يا بوسيدن يا بوس فرستادن (نمي خوايين بگين كه از ما ياد گرفته؟؟؟ ).
من به پانيا از هشت ماهگي شربت مينادكس ميدادم و حالا اثرشو دارم مي بينم چون بچه شاديه و سرزنده و خوب غذا مي خوره و اينها همه رو از مينادكس ميدونم چون هم آهن بدنش تأمينه و هم بقيه ويتامينها . عاشق سيب زميني سرخ كرده و هويج پخته به همراه گوشت مرغ است . يك روز درميان هم براش اساره گوشت درست مي كنم و بهش مي دم خيلي دوست داره . ناگفته نماند كه بستني
و موز هم خيلييييييييييييييييي دوست داره . ![]()
اما چون فعاليتش زياده آنقدرها چاق نميشه و وزنش نرماله .



