موشی کوچولو عید قشنگت مبارک
ای که لبات بوی شب عید و میده ، تو قشنگی مثل اون شب که خدا ، همه ستاره هاشو گرد هم نشونده بود، تو قشنگی مثل اون باغ سفید، که فقط گلهای یاس خاکشو پوشونده بود، می نویسم تا بدونی: تو از اون عروسکی که پدرم ، وقتی که دوساله بودم واسه من خریده بود ، تو از اون چادرکی که مادرم ، اون زمونا تاساق پام بریده بود، واسه من عزیزتری، واسه من عزیزتری،حتی از کیف کلاس اولم



|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در شنبه 1 فروردین1388 و ساعت



