تبليغاتX
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker من یک مادر هستم
من یک مادر هستم
تکه خدا به خدا پیوست

قسم بر آنکه جاودانه می کند

آن هنگام که ارابه آهنین بر تن خشم گرفت ، مادر آواز نماندن خواند .

روزها با لبان سرخ لرزان،از حصار شیشه های مات صدایش زدیم ،واگویه گفتیم اما ...نشنید ؛  

سوگندش دادیم بر آفریدگارش ، بر خود آفریدگار گونه اش و بر مهربی جانشینش اما ..نشنید.

اکنون و در این موسم تلخ درد آلود که نای بر ایستادگان نمانده ، تو ، در بی کرانه دور - همین

نزدیکی- در انتهای جاودانگی ایستاده ای و بر بی پناهی ما نظاره می کنی .

 

مامان عزیزم در چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۸۸ بر اثر سانحه تصادف حدود یکماه در آی سی یو و در کما بودند وما یکماه پشت شیشه آی سی یو جون دادیم و مردیم و اشک ریختیم اما ... .

 مادر ، چه غریبانه ، تنهایی یاد تو را در پس هق هق تلخ صدای خود پنهان می کنم .

 لحظه ای را به انتظار می نشینم که دستهای نیاز الود مرا گرم و مهربانانه بفشاری .

 

دلتنگیهایم سنگین تر و سخت تر از آن است که بتونم تحمل کنم  . نیمی از وجودم را از دست دادم و تا آخر عمر به دنبال نیمه گمشده ام هستم تا او را بیابم ...

مامان باور نمی کنم که دیگه نتونم لمست کنم ... .

|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در دوشنبه 13 مهر1388 و ساعت