التماس دعا برای مامانم
از چه من دیوانه ، دیوانه ترم امشب از نغمه مستانه ،مستانه ترم امشب
دیده بگشا مادرم ، بین تو چشمان ترم ...
کم نکن تو سایه ات ، مادر از روی سرم
دیده بگشا مادر من ، روی من را بوسه زن
"دیده بگشا مادر من ، روی من را بوسه زن "
من نمی گویم دگر تو موی من را شانه زن
مادر من آخ
من که بودم
دختر تو
از غم کوچه نگفتی ...
از من و از اهل خانه
دم به دم رو می گرفتی ...
از چه خسته شدی مادر .....
" صبح و ظهر و عصر ،غروب شد نیومدی مامان خوبم
روزها یک به یک غروب شد نیومدی مامان
مامان ببین که اشکهام رسوب شد به سینه ام
چرا چشای قشنگتو باز نمی کنی تا دلم آروم بگیره "
خدایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییا
یا صاحب الزمان مامانمو به تو میسپارم
اونو به من برگردون
به حق این شبهای قدر
التماس دعا برای همه کسانی که توی کما هستند
|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در چهارشنبه 18 شهریور1388 و ساعت


