تبليغاتX
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker من یک مادر هستم
من یک مادر هستم
مادرم تکه ای از خداست

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

                                   

مادرم، قشنگ ‌تر از حضور تو در هيچ جايي از كره خاكي نديده و نخواهم ديد.  حضور تو آشيانه گرم كودكي و آرامش دوران جواني ‌ام است، مادرم نگاه مهربان اما بي ‌فروغت كه زيبا ترين چراغ زندگانيم است را دوست دارم. دلم مي‌ گيرد، آن زماني كه براي برخاستن از زمين ياري مي ‌طلبي يا آن زماني كه موهاي سپيدت بر روي پيشنايي‌ ات خودنمايي مي ‌كند.  خطهاي زيبا و مهربان زير چشمانت غم را بر دل جوانم مهمان مي ‌كند، غمي كه گاه نشان از جدايي دارد.  تو ياري ‌گر ديروزم بودي و دستان ناتوان، ظريف و كوچكم را در دستان گرمت مي ‌فشردي و بي ‌ريا و بي ‌هيچ چشم داشتي تمام وجودت را نثارم مي‌ كردي تا فقط، بخندم .

وجود مقدس و الهي ‌ات را غبار پيري و ناتواني فرا گرفته اما باز نگاهت همان نگاه و دستانت همان دستان مهربان ديروز است.  با چه زباني تو را وصف كنم، از کجاها سخن گويم، كه خود سراسر عشق، محبت و مهرباني هستي. مادر وجودم را از محبت سيراب كردي، مرا پروراندي، عشق و ايثار و محبت را چون ذراتي در نهادم روياندي، و در راه رشد و تعالي ‌ام شكستي و به شكستنت افتخار كردي.  قد خميده‌ ات نشان از سال‌ ها رنج و محنت دارد، رنج و محنت ‌هايي كه حال براي تو پيري و فرسودگي به ارمغان آورده است.  

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مثل بچگیهام لالایی هاتو دوست دارم

سادگیهاتو دوست دارم خستگیهاتو دوست دارم

چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم 

مامان خوبم خيليييييييييييييييييييييييييي دوستت دارم

مخصوصا حالا كه خودم يه ني ني دارم و بيشتر مي فهمم چقدر برام زحمت كشيدي ...

|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت
پانیای من عشق منه

سلام اين روزها خيلي مشغله كاري دارم و سرم بي اندازه شلوغه با مسئوليتهاي سنگين وحساسي كه توي اداره به من محول شده دارم از پا در ميام . اما شيرينه مي دونم مثل هميشه از پسش بر ميام مطمئنم .

پانياي من داره هر روز بزرگتر و شيرين تر ميشه و من با وجود او به زندگي اميدوارتر ميشم با هر خندش دري برام باز ميشه و با هر بوسه آبدار و جانانه اش شوقي در وجودم موج مي زنه و اينه كه به اين دنيا و متعلقاتش بيشتر وابسته ميشم و مي دونم اصلا خوب نيست اما بخاطر پانياي عزيزم دوست دارم باشم و ببينم و زندگي كنم .

دختر ناناز ماماني حالا همه اعضاي بدنش رو ميشناسه و هر كدام رو كه صدا ميزني نشون ميده . صداي شير رو خوب بلده و مدام دنبالت مي كنه تا بخورتت . وقتي هم كه خيلي دوستت داره با دستش مدل اسلحه كيو كيو ميكنه و تو ناچاري كه بميري .

عاشق راه رفتن بر خلاف جهت همه است و ميخواد استقلالشو نشون بده و من هميشه بخاطر استقلال نداشته اش ذوق مي زنم .حالا ديگه كمتر موقع راه رفتن زمين مي خوره و تعادلشو خوب حفظ ميكنه .

اينطوري بگم كه همه چيز رو مي فهمه و ميشناسه و هرچي بخواي مياره و انجام ميده . من و بابايي بد جوري ذوق كارهاشو مي كنيم . خيلي احساساتي و محبتي است . هميشه يا در حال بغل كردنه يا بوسيدن يا بوس فرستادن (نمي خوايين بگين كه از ما ياد گرفته؟؟؟ ).

من به پانيا از هشت ماهگي شربت مينادكس ميدادم و حالا اثرشو دارم مي بينم چون بچه شاديه و سرزنده و خوب غذا مي خوره و اينها همه رو از مينادكس ميدونم چون هم آهن بدنش تأمينه و هم بقيه ويتامينها . عاشق سيب زميني سرخ كرده و هويج پخته به همراه گوشت مرغ است  . يك روز درميان هم براش اساره گوشت درست مي كنم و بهش مي دم خيلي دوست داره . ناگفته نماند كه بستني و موز هم خيلييييييييييييييييي دوست داره .

اما چون فعاليتش زياده آنقدرها چاق نميشه و وزنش نرماله  .

|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در یکشنبه 17 خرداد1388 و ساعت