هیچ وقت تا به این روزها متوجه سرعت زندگی نشده بودم اینکه همه چیز خیلی قبل تر از آنکه به ما فرصت ثبت کردن بدهند سپری می شوند و ما - یا بهتر بگم من- همیشه دلتنگ لحظه هایی هستم که میگذرند اما خدا رو شکر تا به امروز از لحظه های گذشته ام به خیر و شادی یاد کرده ام . نمی دانم چه چیزی شاید عکس های پانیا که هر روز با روز قبلش متفاوت است یا ... دغدغه سرعت زمان را برایم بوجود آورده است.
به هر حال توجه به سرعت زندگی باعث شده من قدر این روزها را بیشتر بدونم و سعی کنم از لحظه لحظه اش حتی از بی خوابی هاش کیف کنم.
این روزها تمام لحظاتم امیخته با حضور دخترم است حتی وقتی در کنارم نیست . همیشه استرس و نگرانی و تشویش نسبت به خطراتی که تهدیدش می کنه مثل خوره توی تنمه . همیشه تا از تکیه گاهی می گیره و بلند میشه میگم نکنه بیفته و سرش بخوره به جایی ، نکنه بیفته و دست و پاهاش طوری بشه ، نکنه بیفته و ... وقتی غذا نمی خوره افسردگی می گیرم . امان از وقتی که مریض شه اصلا مثل یه مرده متحرکم و مثل یه مادر بی طاقت و کم تحمل می شم که علاوه بر احساس گناه ، احساس بی لیاقتی و بی کفایتی و ... دارم البته بابایی هم درست مثل منه اما یه ورژن پائین تر .
در هر حال با تمام این اوصاف تمام این استرسها و نگرانی هاش به شیرینی عسله و حضورش آرامش دهنده است. وای که مرده خندهاشم .
حالا پانیای ما 5 تا دندون مرواریدی خوشگل داره که می تونه باهاشون چنان گازی بگیره که صدای خاله جون هفت تا خونه اونور تر برسونه .( پانیا : آخی چی کیفی کردم تا تو باشی که دیگه بخوای دندونهای منو بشماری )
پانیا خیلی توی خواب وول وول می زنه با چشمهای بسته بلند می شه میشینه و سرش رو یه طرف دیگه می زاره و گاهی هم سرشو می زنه به تخت و دل ما می ترکه . اصلا پتو رو خودش نگه نمی داره و بلاخره شب یه طرف تخت می خوابه و صبح یه طرف دیگه بیدار میشه - برنامه ای باهاش داریم ما -
تازگیها دوست داره حرف بزنه: بابا میگه . به دوغ میگه دوو . به کتاب میگه ک . وقتی هم چیزی می خواد به طرفش اشاره می کنی وقتی می گم اینو می خوای اونقدر خنده دار سرش رو به نشانه تائید تکون میده . خلاصه یه ادا و اصولی داره که خیلی شیرینه و بعضی وقتا منو و بابایی از خنده منفجر میشیم .
عاشق بچه هاست البته فقط بچه هایی که ورجه و ورجه می کنن . چنان حالی می کنه واز خنده غش می کنه که ما از خوشحالی اون می خندیم .
دیگه بگم که این روزها با پانیا نازنازی خنده بازاریه (البته منهای روزهایی که مریضه )
خصوصیات پانیا : حمام رو دوست داره - از تمیز کردن بینیش متنفر - از ماشین زیاد خوشش نمیاد - عاشق ایستادنه - همش با خودش حرف می زنه (انقدر ناززززززززززززززززززز)- دنبال همه گریه می کنه - بغل همه میره - وقتی تشویقش میکنی اونقدر خوشش میااااااااااااااااااااااااااااااد - همش میگه توجه توجه - به قول پرستارش "فضوله" - تازگی ها یاد گرفته عقب عقبی از تخت میاد پایین - عشقش ملیکاست (دختر خاله مهربونش)- خیلی زرنگه یعنی اینو من نمی گم همه اعتراف می کنن - شبها خیلیییییییییییییییییی دیر می خوابه


