" زندگي آرام است ، مثل آرامش يك خواب بلند . زندگي شيرين است ، مثل شيريني يك روز قشنگ . زندگي رويايي است ، مثل روياي يك كودك ناز . زندگي زيبايي است ، مثل زيبايي يك غنچه باز . زندگي تك تك اين ساعتهاست ، زندگي چرخش اين عقربه هاست . زندگي راز دل مادر من ، زندگي پينه دست پدر است . زندگي مثل زمان در گذر"
امروز صبح که از خونه بيرون اومدم چشمم افتاد به درختان جوانه زده يه جوري شدم ، ته دلم خالي شد، تلنگري خوردم اما اين رو ميدونستم که اين جوانه ها نويد بهار
را به همراه داره ، نويد بهاري که با تمام بهارهاي عمرم فرق داره وسالهاي رنگي آرزو ...
عزيز دلم : هر روز که ميگذره شمارش برام سختر ميشه ، دلم مي خواد زودتر از توي دلم دربيايي و بري تو قلبم تا هميشه پيشم باشي و بموني
امروز آخرين روزي که ميام اداره چون دارم مي رم مرخصي زايمان البته کمي زوده اما دلم مي خواد کمي بيشتر استراحت کنم و از لحظه لحظه اين روزها لذت ببرم چون شايد و يا حتما اين حس را نتونم يک بار ديگه تجربه کنم .
دخترم از خدا بخواه اين سال را سال سرشار از سعادت و خوشبختي و سلامتي براي همه و همه و همينطور براي بابا جون ،مامان جون ، خاله ها و عمه ها، دايي ها و عموها قراردهد و براي سلامتي خودت هم دعا کن ![]()


