تبليغاتX
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker من یک مادر هستم
من یک مادر هستم

كسي درونم است كه نه   شبيه من و نه شبيه سايه ام است

كسي درونم است موجود تازه اي دورنم شكل گرفته ، موجود كوچكي درونم غوطه ور است  ،موجود زنده اي درونم رشد مي كند ،از من تغذيه مي كند و من مجبورم تمام نيازهايش را فراهم كنم . بايد مواظبش باشم، بايد احساسم را به او منتقل كنم ، بايد خودم و همه چيز را براي آمدنش مهيا كنم ...

مدتها بود كه تصميم داشتم براي نوشتن خاطرات ني ني كوچولوم يك وبلاگ بسازم اما متاسفانه بدليل مشغله  كاري هر بار به تاخير افتاد تا اينكه بلاخره تونستم اين كار را با تشويقهاي آقاي پدر انجام دهم و حالا خيلي خوشحالم كه دارم براي عزيزترينم مي نويسم .

الان كه دارم برات مي نويسم درست  پنج ماه و پنج روزته  ومن  لحظه شماري مي كنم براي ديدن صورت قشنگت .

سه روز پيش عروسي دايي حسين و مهناز جون بود خيلي خوش گذشت اما فكر مي كنم كه تو خيلي خسته شدي چون بعدش تا يك  روز  باهام قهر بودي و اصلا تكون نمي خوردي؟ ببخشيد عزيزم اماتو براشون دعا كن كه انشاءا... خوشبخت بشن    

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در یکشنبه 25 آذر1386 و ساعت

اگر بهانه تو باشي جوانه خواهم زد

من درون غم خود

غوطه ور بودم و حیران ،

                             ناگاه

روح سبزی به بلندای امید

                   چو گل پیچک سبز

                             بر تمام بدنم بالا رفت

با خود ، اندیشیدم

نکند دست قضا ،

قصد دلگرمی ما را دارد !؟

نکند باز تقاضا و تمنّا دارد!؟

خوب ، اندیشیدم...

ناگهان ، ناگهان

مرغ دلم اوج گرفت...

چه عجیبست ، خدا !!!

چه شده بر دل من ؟

حال دل ، حال و هوایی دگر است

حس خوبی ، همچو حس بودن است.

آری ، آری

دگر آگاه شدم، که دل پیچک سبز ، ريشه کرده در دلم

دل پاییزی و غمگینم را ، همچو گل خندان کرد.

حس زیبا و لطیفی دارم ، گرمی خاص و عجیبی دارم.

بوسه اش نرم و لطیف ، همچو الطاف خدا

آه ، آه از آن لحظه که چشمش خیره

بر دو چشمم ماند

آه ، آه از آن لحظه که لبهای لطیفش چون اشک

روی لب میبالد

ثانیه از پس هر ثانیه ای میگذرد

روح قلبم ، امّا ، کودکی شاد و زيبا و تپل مي خواهد

با خدا میگویم:

" از تو ممنونم من ، تو به من لطف عجیبی داری."

 

از تو ممنونم من

 

از تو ممنونم من

 

از تو ممنونم من

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط مامان سميه در یکشنبه 4 آذر1386 و ساعت